خلاصه می شوم در فلسفه های بی در و پیکر
در یک ردای بی رویت
در رویاهای مغشوش و پدیده ی سر درد و تهوع.
در هر آنچه که می باید فسیل میشد ولی از شانس (دیییید) نشد!
خلاصه میشوم میان متن
از متن من تا درک تو
دنیای کوچکی است
همه ما را به آنجا که نباید لینک دادند!
دچار باید بود اگر زمزمه میان دو حرف را به یاد آورد
شگفت آورترین سفر دنیا را داشتم !
سفر در لجن زار خودم به مدت ۱۲ ساعت
زمانیکه سایر نویسندگان را به آفساید حساب کردیم
از کافکا>کوئیلو>یوسا به چایی و توت رسیدن رمز رستگاریست!
رستگاری معکوس از پایین به بالا
+ نوشته شده توسط مرتضي در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت
17:36 |

