تنهای تنها مانده ام...
خسته ام از طلوع تکراری آفتاب.
می خواهم نباشم>می خواهم بمیرم.
تا به کی حسرت کشم از ناتوانی پرواز.
می خواهم پرواز کنم نه اینکه در اوج بمانم از اوج سقوط کردن را دوست دارم !
می خواهم دوست داشته باشم ولی باز هم ای کاش...که آن ای کاش ها سهم من بود و بس...
خسته ام از دنیا...
ای کاش که در مرگ اختیار با من بود.
آن اختیاری که هیچگاه نداشتم آن را
به چه دل بسته ام.به کجا می روم.
خدایا تنها مانده ام .مرا هم بگیر و خلاصم کن.
سوختن را دوست دارم ... مرا هم بسوزان در همان آتشی که همه از آن گریزانند
مرا هم بسوزان و خلاصم کن!
مگر نا امیدی بزرگترین گناه نیست (!!!!!)پس چرا مرا عقوبت نمی کنی!؟
پس چرا مرا نمی بری؟
برای ماندن بهانه ای ندارم. بهانه ی ماندن را هم از من بگیر!
کارم از کار گذشته است.کارم را از من بگیر!
پروردگارا به کدامین گناه باید بمانم.مرا از من بگیر
(آمین یا رب العالمین)


.jpg)
